آرتور كرستين سن ( مترجم : رشيد ياسمى )
250
ايران در زمان ساسانيان ( فارسي )
دو عيد موسوم بآذرجشن را بيرونى از اعياد زمستانى شمرده است ، ولى موافق تقويم دينى ، كه اول فروردين ماه را مطابق اعتدال ربيعى قرار داده ، آذرجشن اول با 21 ماه اوت ( تابستان ) و آذرجشن دوم ، با 24 نوامبر مصادف مىشود « 1 » . در ميان اعياد ، آنكه بيشتر قبول عام داشت ، چنان كه امروز نيز دارد ، نوروز بود ، كه آن را نوگروز « 2 » ميگفتند . اين جشن را در آغاز سال بود و در سال دينى بلافاصله بعد از عيد فرورديگان مىآمد « 3 » . بموجب روايت دينكرد « 4 » ، هر پادشاهى در اين روز فرخنده رعيت ممالك خويش را قرين شادى و خرمى ميكرد و در اين عيد كسانى كه كار ميكردهاند ، دست از كار كشيده باستراحت و شادمانى مىپرداختهاند . يكى از كتب پهلوى « 5 » نسبة جديد ، همه حوادث گذشته و آينده را ، كه در نوروز واقع شده و خواهد شد ، شرح ميدهد . يعنى از روزى كه اوهرمزد جهان را بيافريد و ايام فرخندهاى كه در تاريخ داستانى مذكور است ، تا پايان عمر عالم در آن آمده است . غير از بيرونى « 6 » چندين از مورخان عرب و ايرانى عيد نوروز را توصيف « 7 » كردهاند و شعرايى مانند فردوسى و منوچهرى در اشعار خود آن را ستودهاند . نوروز عيد
--> ( 1 ) - كريستنسن ، نخستين انسان الخ ، ص 179 و بعد و نيز ماركوارت در يادنامه مودى ، ص 711 و بعد . ( 2 ) - Noghroz ( 3 ) - در دوره اسلامى نوروز را در آغاز بهار پيوسته جشن ميگرفتند ، ولى اين روز در تقويم قمرى عربى متغير بود . در عصر حاضر سال شمسى رسما دوباره برقرار گرديد و نامهاى باستانى ماهها دوباره رواج گرفت . ( 4 ) - كتاب سوم ، چاپ پشوتن سنجانا ، ج 9 ، ص 447 ، ترجمه ، ص 563 . ( 5 ) - متون پهلوى جاماسپ اسانا ، ج 2 ، ص 102 و بعد . تجديد چاپ و ترجمه توسط ماركوارت ، يادنامه مودى ، ص 742 و بعد . ( 6 ) - آثار الباقيه ، ص 215 و بعد ، ترجمه ، ص 199 و بعد . ( 7 ) - دو قسمت از كتاب المحاسن را اهرليش Ehrlich در يادنامه مودى ، ص 95 -